حسن سيد اشرفى
701
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
بنابراين مصلّى نمىتواند بگويد نماز را اتيان مىكنم به قصد وجوب و امتثال امر مطلق صلاة كه در ضمن امر به صلاة مقيّد به آن امر شده است . 607 - به پاسخ مصنّف مبنى بر اينكه ذات مقيّد يعنى مطلق صلاة ، متعلّق امر نبوده زيرا ذات مقيد از اجزاء تحليلى عقلى بوده ، چه اشكالى شده و در واقع چه جوابى به جواب مصنّف داده شده است ؟ ( ان قلت نعم . . . بداعى وجوبه ) ج : مىفرمايد : مستشكل مىگويد : آرى مركّبى كه اجزاء آن ، اجزاء عقلى باشد در خارج يك وجود بيشتر نداشته و وجوب از كلّ به اجزاء عقلى سرايت نمىكند . در مورد مثال هم مأمور به مركّب كه صلاة مقيّد به قصد قربت باشد وقتى قصد امتثال از اجزاء عقلى آن خواهد بود كه قصد قربت به عنوان قيد در مأمور به اخذ شود ولى اگر به عنوان جزء در مأمور به اخذ شود آنوقت نفس صلاة و قصد قربت هريك از اجزاء وجودى و از اجزاء مقارن با مأمور به يعنى صلاة مقيّد بوده و وجوب از كلّ يعنى از مركّب به اجزاء سرايت مىكند . بنابراين ، همانطور كه صلاة مقيّد ، مأمور به بوده و امر به آن تعلّق گرفته ، هركدام از صلاة و قصد قربت نيز متعلّق امر بوده و در ضمن امر به كلّ يعنى صلاة مقيد به قصد قربت به آنها نيز امر شده است . زيرا مركّب ، چيزى جز وجود تمامى اجزائش نبوده و تعلّق امر به هريك از اجزاء ، عين تعلّق امر به كلّ و مركّب مىباشد . بنابراين ، مصلّى و مكلّف مىتواند نماز به قصد قربت را اتيان كند به قصد امتثال امر و وجوب صلاة مطلق كه امر به آن و وجوبش در ضمن امر به صلاة مقيّد و وجوب صلاة مقيّد مىباشد . چنان كه مىتواند ركوع را اتيان كند به قصد امتثال امر نفسى ركوع كه امر نفسى و وجوب نفسىاش در ضمن امر به
--> - باشد به حيوان و نيز تعلّق گرفته باشد به ناطق و بتوان اين دو را جداگانه اتيان كرد آنطور كه مىشود ركوع و سجده را جداگانه اتيان كرد . بنابراين ، در اينجا نيز يك وجود خارجى بيشتر وجود ندارد و آن عبارت از صلاة مقيّد كه متعلّق امر بوده و واجب نفسى مىباشد .